سبد خرید شما خالی است

سلول های بهاری

کتاب سلول های بهاری به تلاش و قلم بهنام باقری و نقل خاطرات تولید و توسعه دانش سلول های بنیادی از زبان دکتر حسین بهاروند می باشد . دکتر بهاروند استاد ممتاز و موسس پژوهشکده زیست شناسی و فناوری سلول های بنیادی رویان است و در سال 74 یه جمع پژوهشکده رویان پیوست . در این کتاب وی ابتدا شروع به کار خود را بیان نموده و سپس در مورد رندگی خود تا سالهای اوج فعالیت را با بیانی روان بیان می کند . 

(1)
زمان باقی مانده
75,000 تومان

اطلاعات بیشتر

موضوع کتاب سلول های بهاری  نقل خاطرات تولید و توسعه دانش سلول های بنیادی از زبان دکتر حسین بهاروند ست . او در این کتاب  که حاصل چندین ساعت مصاحبه است ابتدا شروع کار خود را تعریف می کند ؛ سپس در مورد رندگی خود تا سال های اوج فعالیت را با بیانی روان بیان می کند .

دکتر بهاروند تا کنون موفق به دریافت بیش از سی جایزه ملی و بین المللی از جمله جایزه رازی ، آیسسکو و خوارزمی گردیده است .

این کتاب تاریخ شفاهی پیشرفت جوانانی ست که " می توانند " را قلبا باور نموده اند .

سلول های بهاری به کوشش بهنام باقری در دفتر مطالعات انقلاب اسلامی در 406 صفحه به همراه توضیحات در زیر نویس و عکس های ایشان در دوره های مختلف کاری و عکس های پژوهش های انجام شده نگاشته شده است و توسط انتشارات راه یار به چاپ رسیده است .

بخشی از متن کتاب سلول های بهاریبا هم بخونیم :

« اوایل تابستان سال 82 به درخواست آقای دکتر کاظمی در دفتر جهاد دانشگاهی علوم پزشکی ... جلسه ای گذاشتیم که دکتر کاظمی .... و یکی دو نفر دیگر بودیم . ... دکتر کاظمی گفت : برای اینکه بگیم به دانش سلول بنیادی جنینی انسان دست پیدا کردیم چه شواهدی داریم و به چه شواهد دیگه ای نیاز داریم ؟ . طرح موضوع شد ؛ بحث های سنگینی هم کردیم ، نظر دوستان را هم گرفتیم و در نهایت قرار شد یک سری آزمایش برای اثبات بنیادینگی این سلول ها انجام بدیم . حدود مرداد ماه تمام شده بود که آزمایش ها را انجام دادیم و ثابت شد سلول هایی که کشت کردیم ، سلولهای بنیادی رویانی ( جنینی ) انسانی هستند . دکتر کاظمی گفت : " حالا که این طوره بزارید خدمت آقای خامنه ای گزارش بدیم و بپرسیم نتیجه اون استفتایی که ازتون کردیم چی شد . "

خلاصه ، من گزارشی از کارها و تحقیقاتی که روی سلول ها انجام شده بود ، تهیه کردم و به آقای دکتر کاظمی دادم و ایشان با اصلاحاتی فرستادند خدمت آقا . انتظار دکتر کاظمی و همه ی ما این بود که ایشان خوشحال شوند ؛ چون در پاسخ استفتاء ، ایشان خواسته بودند حتما این کار را برای ملت بزرگ ایران انجام بدهیم منتها " بر بوی پسته رفتیم و بر شکر افتادیم "

یعنی نه تنها آقا از گزارشی که فرستاده بودیم خوشحال شده بودند ، بلکه چند روز بعد آقای دکتر زنگ زد و با کلی ذوق و شوق گفت : بهاااااار از دفتر تماس گرفتند و گفتند آقا گفته میخوام این افراد ببینم ... »

صفحه 27 و 28

 

دیدگاه ها (0)