سبد خرید شما خالی است

ضریح چشم های تو

کتاب ضریح چشم های تو نوشته ی سید مهدی شجاعی است که دارای هفت داستان کوتاه در زمان دهه شصت است . این مجموعه را می‌توان نمونه‌ای در خور اعتنا از داستان پردازی غیر شعاری به تناسب زمان و جغرافیای خلق این آثار دانست . یکی دیگر از نکات قابل توجه داستان‌ ‌نویسی شجاعی  علاقه و توانایی جالب توجه او در استفاده از توصیف برای صحنه سازی داستانی است .

(0)
زمان باقی مانده
5,000 تومان

اطلاعات بیشتر

داستان‌های تالیف شده در کتاب مجموعه داستان ضریح چشمان تو  را از چند منظر می‌توان آثاری شاخص و درخور اعتنا در پرونده کاری شجاعی به حساب آورد؛ که بی شک مهم‌ترینش ابداع نثری شاعرانه و حس‌انگیز و پیوند‌خورده با باورهای دینی نویسنده است .

این ویژگی در موارد بسیاری باعث شده شجاعی در شخصیت‌پردازی داستانی خود به ایجاد یک پیوند میان انسان‌های حاضر و شهدای کربلا بیاندیشد و با ترکیب ابعادی از حادثه عاشورا با مختصات امروزی روایتش، دست به خلق داستان‌هایی تأثیرگذار بزند .
شجاعی در این داستان‌ها نشان می‌دهد که چگونه در سال‌های دهه شصت، با تأسی از فضای جامعه خویش و به دور از شعار‌زدگی و تنها بر مبنای باورها و آرمان‌هایش – که جزئی از حقیقت زیستی آن زمان نویسنده نیز به شمار می‌رفت – دست به خلق داستان‌هایی زده است که مهم‌ترین کارکردش بارور نمودن و قابل درک کردن مفاهیم آرمانی نویسنده، برای مخاطبان اوست . داستان «کسی که آمدنی است» و «ضریح چشم‌های تو» و نیز «مرا به نام تو میخوانند» در این مجموعه بهترین مدعی برای اثبات این گذاره به شمار می‌روند . شجاعی برای برخی از شخصیت های داستان از اسامی شهدای کربلا استفاده کرده است که مخاطب بهتر این تصاویر را در ذهنش بسازد .
یکی دیگر از نکات قابل توجه داستان‌نویسی شجاعی  علاقه و توانایی جالب توجه او در استفاده از توصیف برای صحنه‌سازی داستانی است . داستان « تویی که نمی‌شناختمت » از این منظر اثری ویژه است که در آن می‌شود توجه و چیره‌دستی قابل توجه شجاعی در توصیف و شخصیت‌سازی بر مبنای آن را مشاهده کرد .
داستان « راه خانه کجاست » روایتی است تلخ از مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور و سوء‌استفاده نیروهای سیاسی ضد انقلاب خارج از ایران، برای برآورده شدن مطامع سیاسی‌شان .
این داستان و روایت تلخ آن از پایان و فرجام یک فوتبالیست در کشوری غیر از ایران شروع می‌شود که مورد سوء‌استفاده قرار گرفته و پس از تهیه یک عکس یادگاری از او خواسته می‌شود به مصاحبه علیه نظام سیاسی کشورش بپردازد .
شجاعی در «راه خانه کجاست» این حقیقت را تبیین می‌کند که عشق به وطنش را تنها در مرثیه‌سرایی و بیان لحظات پر از شهامت و جسارت مردمانش در جبهه‌های نبرد جستجو نمی‌کند . او عشق به وطنش را در دل داستان‌هایش و با انتقادی عفیف و در عین حال تلخ از باورها و جریان‌های اجتماعی و فکری اشتباه و منحط وارد شده به جامعه‌اش به تصویر می‌کشد .

برای آشنایی با کتاب بخوانید :

بی آنکه امیدداشته باشد کسی از آن سو صدایش را بشنود در گوش بی سیم زمزمه کرد :

عراقی ها آمدند ، الان درست در ده متری من هستند و در روشنایی منور آنها را به وضوح می بینم . آنها هم می توانند مرا ببینند ولی هنوز نده اند . یکی شان به این سمت می آید ...

با ناباوری از بی سیم شنید :

کشف صحبت نکن سعید ، با کد صحبت کن !

صدای فرمانده بود ، بی تاب و بی قرار و با لرزشی که نشان از ترسی کمرنگ داشت .

نیاز به کد نیست . این دقایق آخر بگذارید راحت باشم خودم باشم .

راحت باش ، هر جور که راحتی ، باش حتما نمی ترسی که ؟

مشخصات

مشخصات محصول
مولف
سید مهدی شجاعی
موضوع
داستان های کوتاه فارسی
جلد
شومیز
انتشارات
نیستان
تعداد صفحات
84
شابک
9789643377571
وزن
110 گرم
قطع
رقعی

دیدگاه ها (0)